طــراح تمـپـلت : ا . مجــاب

 Y   آخرين خبرهاازدنياي فيلم وسينماوموزيک بخوانيدولذت ببريد   Y

 YYY  فيلم وسينما  YYY

برای حمایت ازاین وبلاگ لطفابرروی بنر زیر کلیک کنید...متشکرم




http://www.persianhit.net//





چهارشنبه 14 اردیبهشت 1384
جشنواره رقص سالسا در هند


اين هفته دهلی پايتخت هند ميزبان اولين جشنواره موسيقی سالسا در اين شهر بود. سالسا همونطور که می دونين از کوبا سرچشمه می گيره اما محبوبيتش در جهان رو به مهاجران پورتوريکويی مديونه که بين سالهای 1915 تا 1930 به نيويورک مهاجرت کردن
در واقع اونها بودن که موسيقی و رقص سالسا رو به آمريکا معرفی کردن. و بعد از اون هم مردم کشورهای ديگه از طريق فيلم های آمريکايی با فرهنگ و موسيقی کوبا آشنا شدن. الان به جايی رسيده که تب سالسا به هند هم رسيده. اما موسيقی و رقص سالسا برای جوونای ايرانی هم جذابيت زيادی داره.

مهتاب مقيم لندن، که سالهاست به کلاس های رقص سالسا می ره گفت: "من خودم از طرفدارهای پر و پا قرص سالسا هستم و فکر می کنم نوع سازها و ريتم هايی که درش استفاده می شه خيلی منحصر به فرده. جوونای ايرانی زيادی هم برای يادگيری و تمرين به کلوپ های سالسا می رن و اتفاقا خيلی خوب حرکات رو ياد گرفتن و قشنگ می رقصن."

اما جای ايرانی ها هفته پيش در هند خالی بود. رقصنده های سالسا از سنگاپور، هنگ کنگ، استراليا، بريتانيا، آلمان و تايلند هفته گذشته به هند اومدن تا در اين جشنواره سه روزه شرکت کنن. هدف از برگزاری اين جشنواره ترويج موسيقی و رقص سالسا در هنده. اما رقص سالسا که دو نفر بايد همديگر رو محکم بغل کنن و با کش و قوس دادن به کمر برقصن در هند چه آينده ای داره.
Kaytee namgyal
کيتی نامگيال برگزار کننده اين جشنواره از جذابيت سالسا در هند توضيح داد: "سالسا کيف می ده، فانکيه و رابطه زيادی با روح آدم پيدا می کنه. به طور کلی هر رقص دو نفره ای خيلی جذابه چون بايد با حرکات بدن با طرف مقابل حرف بزنی و رابطه برقرار کنی. آدم احساس می کنه آزادانه می تونه روی پيست رقص حرکت کنه."

اولين استوديوی رقص در دهلی حدود 4 سال پيش راه افتاد ولی با افزايش محبوبيت سالسا تقاضا هم بيشتر شد و در حال حاضر 9 تا استوديو برای آموزش انواع رقص های آمريکای لاتين وجود داره.

يکی از شاگردان اين کلاس ها در هند، رقص سالسا رو به چاشنی غذا تشبيه کرد و گفت: "سالسا مثل يک سس تند می مونه که غذا رو خوشمزه می کنه. واقعا موقع رقص به آدم خوش می گذره. وقتی آهنگ شروع می شه آدم ديوونه می شه و خود به خود می خواد برقصه. آدم حتی می تونه تنهايی برقصه؛ مهم اينه که برين وسط و برقصين."
اما کيتی نامگيال می گه آنقدرهم که فکر می کنين آسون نيست: "ياد دادن رقص سالسا به هندی ها خيلی خيلی سخته. مردم ما اصولا علاقه زيادی به ترانه دارن و به ريتم زياد توجهی ندارن. در صورتيکه در سالسا اصلا کلام آهنگها مهم نيست. آدم فقط بايد در ريتم آهنگ ها غوطه ور بشه و خودشو رها کنه."

ژاکلين که در ژنو رقص سالسا ياد گرفته با اين مسئله موافقه: "مشکل در هدايت کردن رقص پيش مياد. چون می دونين که در سالسا اين مرده که رقص رو هدايت می کنه و به اون جهت می ده. مشکل ديگه هم اختلاف فرهنگيه. رقص سالسا مستلزم اينه که دو طرف رقص همديگر رو بغل کنن و در هند خيلی متداول نيست که زن و مرد به هم دست بزنن."

Y  Y  Y



چهارشنبه 20 اسفند1383
یک عکس با حال از هدیه تهرانی


همونطور که در نوشته قبلی قول داده بودم یک عکس با حال از هدیه تهرانی رو براتون تو این نوشته گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد. منو از نظرات خودتون آگاه کنید. سئوال : نظر شما در مورد این عکس چیه؟؟؟

Y  Y  Y



چهارشنبه 28بهمن 1383
فراربزرگ

width=308>

 


عکسی که مشاهده می کنید شاید به چشمتون آشنا باشند ...بله درست حدس
زدید..خوب من هم برای کسانیکه شاید اسم این بازیگرا ن رو یاد نداشته باشن اسمهای
اونارو براتون یادآوری می کنم. نفراول از سمت چپ خانم کمند امیر سلیمانی -نفر
وسط مادر کمند- ونفر آخر سمت راست هم خانم پرستو گلستانی هستند. البته همانطور که
در عکس می بینید آقای سعید امیر سلیمانی نیز در آینه پشتی در حال دید زدن مشاهده می
شوند.لازم به ذکر ه که پرستو گلستانی وسعید امیر سلیمانی در ده شب دهه فجر در سریال
فرار بزرگ بازی داشتند حتما این دو
بازیگر رو در این فیلم دیدین.امیدوام پسندیده باشید .منو از نظرات خودتون آگاه
کنید..منتظرم(درضمن عکس هم اختصاصی وبلاگ فضول باشی است )

Y  Y  Y



یکشنبه 11 بهمن 1383
پژمان بازغی : از سرمای -8 و بارون مصنوعی تا لندن و بارون واقعی!


اخیرأ افتتاح فیلم "دوئل" تو لندن بود. رفتیم فیلم رو دیدیم و شانس آوردیم که هنرپیشه ها هم آمده بودن لندن . بر حسب اتفاق من روی همون ردیفی نشستم که پرویز پرستوئی و پژمان بازغی هم نشسته بودن.


از فیلم و زندگی و لندن حرف زدیم. می تونین اینجا ببینین و بخونین

لیلا فروهر به تاجیکستان نخواهد رفت!


داریوش از رادیو بی بی سی مسئله رو تحقیق کرده و ردپای مقصر اصلی رو پیدا کرده.
گویا علت برگزار نشدن کنسرت خانم لیلا فروهر ( که خیلی هم از این موضوع دلگیرشده) اينه که کنسرت گزاررفته سفر ژاپن!


حالا بقیه جریان از داریوش رجبیان
شادمهر: . . .خيالی نيست.


شادمهر با گروه نه نفره کانادائی در لندن کنسرت داد. اين آخرين شب کنسرتهاش بود و حالا هم جاش خاليه ، چون برگشته ايران نه ببخشيد برگشته کانادا
بر حسب اتفاق درست چند دقيقه قبل از اينکه شادمهر بره روی صحنه ديدمش. تو يکی از اتاقهای پشت صحنه داشتم با جمشيد حرف می زدم که شادمهر و گروهش آمدن توی راهرو و منتظر اعلام برنامه شون شدن.
با لبخند و کله، يک درود بی کلام! برای هم فرستاديم و صدای دست مردم و جيغ هاشون رفت بالا.
علی کوثری جوون ايرانی ای که کنسرت رو برگزار کرده بود اعلام کرد:"و حالا خواننده، آهنگساز، نوازنده و هنرپيشه پر آوازه شادمهر عقيلی..." . شادمهر فوری سرشو تکون داد.


من يادمه که دوبی هم همينطور بود. وقتی که ازش تعريف می کنن ناراحت می شه.

توی راهرو متوجه شدم که حالش خوب نيست حتی يک کمی لرز داشت! از بی خوابی و سفر و هيجان شايد؟

روی صحنه رفت و کنسرت رو شروع کرد. ديگه بچه ها داشتن خودشونو می کشتن. به حدی دست زدن و داد زدن که صدای موسيقی به زحمت شنيده می شد. البته چند آهنگ اول صدای شادمهر به نظر می آمد يک کمی اغتشاش داره! ولی بعد درست شد


اجرای روی صحنه شادمهر با دوبی خيلی فرق می کرد. البته اينجا تو لندن تماشاچيا می تونن بچسبن به صحنه و حتی به خواننده دست بزنن! ولی تو دوبی يک فاصله" امنيتی – طبقاتی" بين خواننده و مردم بود!!!( آخه چند رديف اول لژ نشينها بودن و محافظا). تو لندن ولی هر طرف که شادمهر می رفت دستها به طرفش دراز می شد، انگار آهن ربا داره و تماشاچيا با حرکت شادمهر موج می زدن


آهنگ "خالی نيست " بين لندنی ها کولاک کرد، بچه ها از ته دل شعرش رو از ته دل فرياد می زدن. بار دوم که اين آهنگ رو اجرا کرد ديگه مردم بجای شادمهر می خوندنش، در حالی که در دوبی آهنگ " باور" (هر دو شعراز شاهکار بينش پژوه) مثل بمب صدا کرد.

تکه های تک نوازی ويولن شادمهر مردم رو زنده کرد و همه شعر "گل مريم" رو با صدای ويولنش خوندن. من خيلی تعجب کردم چون اون گروه سنی ای که آمده بود به نظر نمی آمد با اين جور آهنگهای محلی قديمی آشنائی داشته باشن ولی همه شعر رو بلد بودن.
اعضای ارکستر شادمهر همه کانادائی بودن به جز رهبر گروه، مازيار، که کيبورد می زنه، يک ايرانی ديگه هم نوازنده سازهای کوبه ای بود که تو سوئد هم ديده بودمش.

به نسبت ارکسترهای ايرانی گروه بزرگی روی صحنه بودن (۴ نفر سازهای بادی، دو نفر ارگ، يک نفر درامز، يک نفر سازهای کوبه ای و دو نفر گيتار الکترونيک و آکوستيک ).

بعد که پرس و جو کردم، فهميدم که تو کارشون نخبه هستن (از تکنوازی هاشون معلوم شد). دو تا از نوازنده های گروه هم تو موسيقی پاپ غربی اسم و رسم داشتن و شنيدم که برای سلين ديون ساز می زنن.

قبل از کنسرت ۲۸ روز تمرين داشتن ( خدا رحم کنه به صورتحسابی که Nava media بايد پرداخت کنه!) جالبه که چه تو کنسرتهای کوچک و چه کنسرتهای بزرگ با همين گروه کامل برنامه اجرا کرده. خدا کنه صرف کنه و کنسرتهای بعدی هم شادمهر با گروه زنده بياد رو صحنه.


تماشاچيا اکثراً زير ۲۳ سال بودن خيلی ها هم ۱۴، ۱۵ ساله هائی بودن که اصلاً بهشون نمی اومد.
دخترها خيلی شيک کرده بودن و چند مورد لباس زرق و برقی شب پوشيده بودن و پسرها هم بدک نبودن، طبق معمول ساده يا کلاً مدل لندنی بودن (موهای سيخ سيخی و شلوار جين).

با بعضی ها که حرف می زدم می گفتن که دو سه ساله اومدن لندن و دانشجو هستن. خيلی ها هم از شهرهای دانشجو خيز اطراف لندن آمده بودن کنسرت. چون کنسرت مصادف بود با تعطيلات کريسمس، ايرانی های جاهای ديگه مثل کانادا و قبرس هم تو سالن بودن
بعد از کنسرت پريدم پشت صحنه و با شادمهر يک گپ کوتاهی زدم که بعدش پشيمون شدم! چرا؟
کلی سوال بود که نپرسيدم، چون فکر کردم فرداش می بينمش که ... نشد.

حالا گفتگو:

شادمهر اولين بار تو رو در دوبی ديدم. کنسرت امشب لندن هم آخرين کنسرت تو از سری کنسرت های اخيرت بود. چه حسی بعد از اين همه کنسرت داری؟
الان ديگه خيلی راحت تر می تونم برنامه اجرا بکنم. در دوبی خيلی هيجان داشتم، به خاطر اينکه اولين برنامه زنده من بود و دلهره خيلی زيادی داشتم ولی اين برنامه ها چون هر شب و پشت سر هم بود ديگه راحت تر اجرا می کنم.

اجرای پشت سر هم خيلی سخته! اين مدت به تو چطور گذشت؟
آره خيلی سخت بود. مثلاً به اين صورت بود که صبح زود پرواز داشتيم و ظهر بعد از ناهار بايد می رفتيم سر کار و آماده شدن برای کنسرت! قبل از کنسرت لندن ديگه واقعاً نگران بودم و زمان شروع کنسرت داشتم با لرز می رفتم روی صحنه! خيلی حالم بد بود و هر کسی می خواست با من صحبت کنه خودم نمی دونستم چی بايد بگم! ولی انرژی مردم ترس من رو ريخت.

شادمهر، الان ديگه بعد از کنسرت های مختلف تو عوض شدی و يک شادمهر ديگه شدی، احساس خودت چيه؟
خودم هم همين احساس رو دارم که تغييرات زيادی شده و اونها رو توی خودم می بينم.

کنسرت لندن چطور بود؟
خيلی خوب بود. همه مردم موزيک رو خوب می فهمند و اين خيلی مهمه.

تعداد خيلی زيادی جمعيت برای کنسرت لندن اومده بودند که من بايد به خاطرش بهت تبريک بگم!
قربانت. مرسی.

يک سوالی بچه ها پرسيدند اينکه تو در سايت اورکوت Orkut اسم داری؟ چون دو سه نفر به اسم شادمهر عقيلی توی اورکات عضو هستند و همه هم ادعا می کنند که شادمهر هستند!
نه! ولی خوب اين کار اشکالی نداره!

شادمهر جان پرسيدند آهنگ "ستاره" رو چرا توی اين کنسرت ها کم اجرا کردی؟
زمان برنامه خيلی مهم هست و ما بايد آهنگ ها رو جوری پشت سر هم بچينيم که هم زمان مناسب داشته باشه. زمان ما توی لندن تا ساعت ۱۲ شب بيشتر نبود ولی جاهای ديگه تا ساعت ۲ بود!

خبردار شدم که برای عيد قرار شده برای بچه های بم يک آهنگ کار کنی، درسته؟
کار کردم. البته برای يکی از خواننده ها!

ما منتظر خودت هستيم!
چشم.

کلاً از نکات مشخص اجرای زنده شادمهر هنر نوازندگيشه که به کنسرتهاش تنوع ميده و با محبوبيتی که بين جوونا داره، و ابتکارش در اجرای زنده ( مثل صحنه دستگيريش تو کانادا) بدون شک جای خودش رو بين خوانندگان ايرانی خارج از کشور باز کرده.

ولی آخر شب چی شد...

برای گرفتن کتها سف طولانی تو سالن بسته بودن که آخر نداشت و دعوائی که بين انتظامات سالن و مردم شد و در نتيجه اش پليس دخالت کرد!!!

نتيجه...

خيلی خوش گذشت و نسبت به کنسرتهای لندن خوب و منظم برگزار شد و همه چيز سر وقت بود. به نسبت اون دو هزار نفری که کنسرت آمده بودن جو خيلی مثبت بود.








Y  Y  Y



Y  Y  Y



Y  Y  Y



چهارشنبه 2 دی1383
پليس شادمهر رو دستگير کرد... !


نويد: وسط هاي کنسرت، وقتي که همه مردم غرق در هيجان و عشق و علاقه بودند و داشتن با آهنگ هاي شادمهر حال مي کردند، يهو موزيک قطع شد و يک مأمور پليس به روي صحنه اومد و بعد از چند ثانيه اي که با شادمهر صحبت کرد، بهش دست بند زد و اون رو برد!


مردم همه مونده بودند که چکار کنند! من چند نفري رو هم مي ديدم که فرار مي کردند، چون فکر کرده بودند که پليس مهاجرت اومده! فکر کنم اونها غيرقانوني در کانادا مونده بودند! به هر حال بعد از چند دقيقه اي، شادمهر با يک لباس ديگه و با آهنگ " آدم فروش " اومد وسط صحنه!


صحنه سازي جالبيه! پس همه حسابي جا خورده بودند، درسته؟
نويد: بله. صحنه طبيعي بود! حتي من هم که قضيه رو مي دونستم چند دقيقه اي توي خماري بودم


اجراي شادمهر چطور بود؟
نويد: من بار اولم بود که اجراي شادمهر رو مي ديدم. ارکستر محکم و بسيار خوبي داشت. مطمئن هستم اگر به آمريکا بياد پيشرفت مي کنه و کارش خيلي مي گيره.
از آهنگ هايي که خيلي گل کرد برامون بگو.
نويد: کلاً مردم با همه آهنگ ها شادمهر رو همراهي مي کردند. وقتي هم شادمهر سازش رو دستش مي گرفت، خودش يک حس و حال ديگه اي بهش دست مي داد.


تيپ مردم و جمعيت اونجا چطور بود؟
نويد: اين مسافرت خسته کننده ترين مسافرتي بود که من رفتم. چون من رو توي قسمت Immigration فرودگاه يک ساعتي نگه داشتند! اين بار اول بود که من به کانادا مي رفتم. به هر حال يک ساعت مونده به کنسرت به اونجا رسيدم. مردم تيپشون ايراني بود. نيم ساعتي هم که از کنسرت گذشت سالن پر شد. زماني هم که ابي مي خوند وقتي که نور توي جمعيت افتاد، ديدم که همه صندلي ها پر شده.
از ابي برامون بگو. چون ما عادت داريم ابي رو با کت و شلوار و کراوات ببينيم. اما اين بار يک کت بلند پوشيده بود که شبيه ابي پيش از انقلاب شده بود.


نويد: اين طرح پيشنهاد خانمشون مهشيد بود. اتفاقاً همه از اين طرح لباس خوششون اومده بود و يک سورپريز ( مژده! ) بود! اين رو هم مي دونم که ابي در کنسرت هاي آينده هم يک چنين ايده هايي رو براي طرفدارانش داره.
خود ابي از کنسرت ونکوور راضي بود؟
نويد: از کنسرت راضي بود. زماني هم که مي خوند شور و هيجان عجيبي در مردم بود. مردم هجوم مي آوردند جلو که با ابي دست بدن. وسط هاي کنسرت بود که برگزار کنندگان کنسرت از ابي خواستن خودش به مردم بگه که بشينند چون سالن داشت به هم مي ريخت


نويد جان ممنون از عکس ها.
نويد: متأسفانه ضعفي که من در اين کنسرت ديدم، نورپردازي صحنه بود که واقعاً ضعيف بود. من هم اون طوري که مي خواستم نتونستم کار بکنم. اي کاش برگزار کنندگان کنسرت يک مقداري براي دکور و نور صحنه اهميت بيشتري قائل بشن.
اینجاراکلیک نکنید


















Y  Y  Y



شنبه 23آبان1383
شادمهر وابی درونکوورکانادا


سلام خدمت همه خوانندگان برنامه روز هفتم بی بی سی. کنسرت آقای شادمهر عقيلی قراره دهم ماه آينده (دسامبر) در شهر ونکوور (Vancouver) کانادا و در ايالت بريتيش کلمبيا (British Columbia) همراه با هنرمند عزيز ابی به صورت مشترک برگزار بشه.

چطور اين انتخاب رو انجام داديد که اين کنسرت به صورت مشترک با آقای ابی برگزار بشه؟

توی اين کار من يا شادمهر عزيز نقش خاصی نداشتيم. خود برگزار کننده محلی اين کنسرت دو سه نفر از خواننده ها رو به ما پيشنهاد دادند که ما ترجيح داديم اين کنسرت با آقای ابی برگزار بشه. برگزاری اين کار مشترک تقريباً دو قشر مختلف رو به سالن جذب خواهد کرد. قشر جوون که دوستدار و طالب موزيک خوب شادمهر هستند و کسانی که با صدای خوب و رسای ابی خاطره دارند.

علت به هم خوردن کنسرت پانزدهم نوامبر شادمهر در ونکوور چی بود؟

قرار بر اين بود که در اون زمان اين کنسرت برگزار بشه اما متأسفانه هزينه ای که برگزار کنندگان کنسرت برای اين کار کنار گذاشته بودند به حد نصاب کار ما نرسيد و ما نتونستيم در خدمت اين دوست عزيزمون باشيم.

شخص ديگری که بعد از ايشون با ما تماس گرفت درباره قرارداد مشکلی نداشتند و ما ترجيح داديم اين کار رو يک تا دو ماه عقب بندازيم تا اون چيزی که در نظر داريم رو در اختيارمون بگذارند. به خصوص از نظر صدا، نور و سالنی که کنسرت در اون برگزار ميشه. به خاطر اينکه هدف ما بهتر اجرا کردن برای مخاطبين هست. ما بايد به کسانی که وقتشون رو می گذارند و با خانواده ميان که لذت ببرند، احترام بگذاريم.

ما بعضی وقت ها می بينيم که در خارج از ايران مثلاً آشيانه هواپيما رو برای محل برگزاری کنسرت انتخاب می کنند! يا سالنی که برای عروسی و يا مجالس شادی هست تبديل ميشه به سالن کنسرت! ولی به هر حال ميشه توی يک شهر سالن در خور حال و دارای استانداردهای خوبی پيدا کرد که هم خواننده بتونه هنرش رو عرضه کنه و هم به کسانی که به کنسرت ميان احترام گذاشت.


از خود شامهر چه خبر؟

آقای عقيلی سخت مشغول کار هست. هم روی آلبوم جديد خودش که به اميد خدا برای عيد نوروز به بازار عرضه ميشه و هم برای هنرمندان ديگر در شهر لوس آنجلس مثل خانم ليلا فروهر، خانم مهستی، آقای ستار و در آينده هم با آقای ابی.

پس حتماً درود ما و طرفدارهای شادمهر رو به گوشش برسونين. خيلی ممنون از شما و منتظر هستيم که شما رو توی اروپا ببينيم.

من هم تشکر می کنم.


Y  Y  Y



پنجشنبه 7آبان1383
عروسی لیلافروهر


شب عروسی . . . ليلافروهر(عروس) ، اسی جون (داماد)، اندی و شهرام شب پره
>


منصور درحال همخوانی " تو عزيزدلمی"


داوود بهبودی در جشن عروسی


مايکل


اسی ، شينی ، فريبا فروهر ، لیلا فروهر ، اندی


اندی ، ليلا ، اسی ، پيروز


اسی جون ، پويا ، ليلا

















Y  Y  Y


ايـميــل:  mehr4950@yahoo.com

سايتهاي فارسي


LOGO

LOGO

اولين سايت کسب در آمد به زبان فارسي Hier gehts zur Topliste (Best Weblogs) بهترين وبلاگ هاي ايراني Top <a href=Shop 50" border="0"> Afghan top 50 Panjare Topsite This is disco Tehran topsite! Fanoos top 50 welcome to faloode top 50 Top100 Behtarinha 100 Site behtar Goftegoo top 50

Free Hit Counters
Website Counter

Enter Top 
Iranian Sites and Vote for this Site !!!